دسکتاپ




ID : sibe_sabz_98

نگاه اول كافيست براي حمله به آن كه پوشش را ملاك قضاوت مي دانند.چندلحظه صبر كافيست تا به نتيجه اي ديگر برسيم.فارغ از عادت چشمانمانءرها ار تفكري كه در ذهنمان ساخته اندءهمه حق دارند عشق را تجربه كنندءحتي اگر زير چادر.حقيقت را گاهي بايد در پس كوچه هاي تهران جستجو كرد.آنگاه كه چشمها از تماشاي تضاد چادر و عشق خياباني حيران مي شوند.گناه حيرت چشمانمان پاي ديگران!

سلام بهونه قشنگ من براي زندگي
آره باز منم همون ديوونه ي هميشگي
فداي مهربونيات چه میكني با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت
حال من رو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه
ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چي بگم جون خودت بازم كمه
ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون
فداي تو! نمي دوني بي تو چه دردي كشيدم
حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم
رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي
نمي دوني چه قدر دلم تنگه براي ديدنت
براي مهربونيات نوازشات بوسيدنت
به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته
يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهته
من مي دونم همين روزا عشق من از يادت ميره
بعدش خبر ميدن بيا كه داره دوستت ميميره
روزات بلنده يا كوتاه دوست شدي اونجا با كسي
بيشتر از اين من و نذار تو غصه و دلواپسي
يه وقت من و گم نكني تو دود اون شهر غريب
يه سرزمين غربته با صد نيرنگ و فريب
فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه
غم غريبي عزيزم زرد و شكستت نكنه
چادر شب لطيف تو از روت شبا پس نزني
تنگ بلور آب تو يه وقت ناغافل نشكني
اگه واست زحمتي نيست بر سر عهد مون بمون
منم تو رو سپردم دست خداي مهربون
راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم
از وقتي رفتي آسمونمون پر كبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره
غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه
سرفه هاي مكررم مال هواي دوريه
گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
مثه يه بچه كه بار اوله ميره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟
دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره
از وقتي رفتي تو چشام فقط شده كاسه خون
همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون
يادت مي آد گريه هامو ريختم كنار پنجره
داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره
يادت ميآد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من تا حالا كنار در منتظرم
امروز ديدم ديگه داري من رو فراموش مي كني
فانوس آرزوهامونو داري خاموش ميكني
گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست
با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست
عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه
يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي مي آرم
وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير
حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه
تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه
زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه
تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه
دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار
فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم
به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم
اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا كتاب
كه هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن
نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن
يه شب تو پاييز كه غمت سر به سر دل مي ذاره
آمين همون كسي كه بيشتر از همه دوست داره
)اين مسيج مخصوص ساعت 3 بامداد است) ميخواستم ببينم شبها كه ميخواي بخوابي، گوشيتو خاموش ميكني كه سر كارت نزارن؟
اگه بگم ديوونتم، اگه بگم عاشقتم، اگه بگم دوست دارم، اگه بگم يه ثانيه از جلوي چشمام دور نميشي، اگه بگم نفسمي، اگه بگم همه هستي مني، برام «لپلپ» ميخري؟
جهت امنيت سرنشينان جلو، بستن كمربند ايمني براي سرنشينان عقب اجباري شد. (روابط عمومي راهنمايي و رانندگي شهرستان ببم جان(
تاحالا شده يكي تو رو، يا تو يكي رو، يا يكي يكي ديگهرو، يا دو تا يكي رو، يا يكي دو تا رو، يا دوتا دوتا يكي رو، اينقدر كه من تو رو اسكل كردم، اسكل كنه؟!
سلام، من از اداره گاز مزاحمتون ميشم، ميخواستم بدونم ميشه از لپ شما يه گاز بگيرم؟
بنا بر گفته هرودت، مورخ يوناني 3851 سال پيش در چنين روزي هنگام طلوع آفتاب در يك روز گرم تابستاني مردي قوي هيكل سوار بر اسب سفيد با توشه سنگين و ابزار جنگي پس از گذر از كوهها دشتها نامه پادشاه خود را به پسر پادشاه كه در حال نبرد با دشمن بود تحويل داد كه سرنوشت آن جنگ را دگرگون ساخت. در نامه نوشته شده بود: پسرم، هر دري وري كه بهت ميرسه، نخون!
خرسها با يه ظرف عسل خر ميشن، اسب با چند حبه قند، سگ با يه مقدار استخوان، مرد با زن زيبا، زن با تمجيد، راستي تو هنوز موز دوست داري؟
وقتي باران ميبارد همه چيز زيبا ميشود. گلها، درختها، همه چيز، ميگم، تو هم برو زير بارون شايد يه فرجي شد!
از وقتي تو رفتي چراغهاي خونمون خاموش شده، آخه نفت رو واسه چي برداشتي و رفتي؟
اگه يه روز تو خيابون، از کنار يه گنجشک رد شدي و اون گنجشك نپريد، فکر نکن دوستت داره، تو رو آدم حساب نکرده!
vvv vvvvv vvvv vvvvvv vvvv vv v vvvv vvvvvv ميدوني اينا چيه؟ اينا پرندههاي مهاجري هستند كه براي اسكل كردن تو اومدند!
سوال منتخب كنكور يكي از شهرها: سرعت نور چقدر است؟ الف) بد نيست ب) خوب است ج) شما چطوريد؟ د) چه خبرا؟
يك P حامله ميشه ميشه B، يك O تغيير جنسيت ميده ميشه Q، يك o ميره قزوين ميشه O، دوتا I با هم ازدواج ميكنند ميشند H، يك V دختر خوشگل ميبينه ميشهY

كوچك كه بوديم چه دلهاي بزرگي داشتيم
اكنون كه بزرگيم چه دل تنگيم
كاش همان كودكي بوديم كه حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند.
اما اكنون اگر فرياد هم بزنيم كسي نمي فهمد...
و دل خوش كرديم كه سكوت كرده ايم
سكوت پر بهتر از فرياد تو خاليست!!!؟؟؟

دلا ياران سه نوعند ار بداني -------- زبـانـيـنـد و نانـيـنـد و جاني
بناني نان بده از در برانش ----------- حذر کـن از رفيقـان زبانــي
دلا ياران جاني را نگهدار ------------ بـرايش جان بده تا ميتواني

وقتي خداوند شما را به لبه پرتگاهي هدايت كرد، كاملا به او اعتماد كنيد. چون يكي از اين دو
اتفاق خواهد افتاد: او شما را ميگيرد اگر بيفتد يا اينكه يادتان ميدهد چگونه پرواز كنيد

دختر به پسر گفت : به نظر ت من قشنگم ؟ پسر گفت : نه ....... دختر از پسر پرسيد که تو
ميخاي من پيشت باشم تا هميشه ؟ پسر گفت : نه........ دختر به پسر گفت : اگه من يه روزي
ترکت کنم تو برام گريه مي کني؟ پسر گفت : نه....... دختر در حالي که گريه مي کرد و مي
خواست بره که پسر دستش رو گرفت و گفت : از نظر من تو قشنگ نيستي بلکه زيبايي ......
من نمي خوام تو پيشم باشي بلکه نياز دارم که تو پيشم باشي و اگه يه روز از پيشم بري من
برات گريه نمي کنم بلکه مي ميرم
جواني را دوست دارم بخاطر نادانيش
گل را دوست دارم بخاطر زيبايش
شب را دوست دارم بخاطر تنهايش
تورا دوست دارم ولي نمي دانم چرا؟